|
دل من یه روز به دریا زدورفت پشت پا به رسم دنیا زدورفت زنده ها خیلی براش کهنه بودن خودشو تو مرده ها زد و رفت هوای تازه دلش می خواست ولی آخرش تو غبارا زدورفت دنبال کلید خوشبختی می گشت خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
حصار بي عبورم را شكستي دل سنگ صبورم را شكستي به سان قله ها بودم ولي تو غرورم را غرورم راشكستي
عمري است تا به انتظارت مانده بودم آري هميشه بي قرارت مانده بودم در لابلاي فصل هاي تلخ وشيرين در انتظار نوبهارت مانده بودم وقتي كه رفتي از كنارم چون پرستو من در انتظارت مانده بودم رفتي و اين دل سردشد از زندگاني تا سال ها من داغدارت مانده بودم
عشق مثل هوایی است که استشمام میکنیم آن را نمی بینیم ، اما همیشه احساس و مصرفش میکنیم. عشق،فراموش کردن خود در وجود کسی است که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد. زمانی که همه چیز اتفاق افتاده است عشق آن چیزی است که بر پا می ما ند. عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود. عشق آن است که همه ی خواسته ها را برای او آرزو کنی . عشق گلی است که در زمین اعتماد اعتماد می رو ید. عشق یعنی ترس از دست دادن تو.
|
About![]()
هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تورا
Home
|